برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
حول درسته یا هول
نمیدونم
یه چیزی معادل شلخته، سرخوش
...
بین خودمون بمونه هر کی هر صفتی بهم نسبت میده من اونو همونجور می بینم .
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
. تا وقتی منتظر باشی
رنج خواهی برد
بیمار خواهی ماند
در این گور ها هیچ مرده ای نخوابیده ای مسیحا دم
...
پشت پنجره شعرهایت
مردی نشسته است که درونش تهی ست
...
در انتظار مباش
انتظار خودش بزرگترین جهنم است.
...
هر بار هر بارانی تبخیر شد
من از خشکسالی روییده ام
...
گلهای عطش زده ی کویر م
...
من چشمهای نبوده ی تو را شعر شدم
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
در من داستانی روییده است
که ردی از تو در آن یافته ام
در من داستانی تازه از تو گل داده
تو را می نویسم این بار
....
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
بعضی خورشیدها در دل تاریکترین ظلمت ها متولد میشوند.
غرق ظلمتی بی نهایتیم هر روز بدتر و تاریکتر از دیروز
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری