نمای اندیشه
-
تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 21:16
حرف از بداهه که پیش میاد، سر و کله آقای یونگ پیدا میشه، بشدت معتقده، از کوزه همان برون تراود که دراوست. گفتم با یه قدم زدن مشترک چطوری، قبول کرد و کتش
عباسه و جعفر برمکی
-
تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 21:16
ماجرای عاشقانه این دو تا رو خیلی وقت پیش ها، یعنی تو زندگی قبلیم خونده بودم، وقتی هارون اجازه میده باهم ازدواج کنن، اما اجازه زناشویی ندارن، سیستم آفر
آیا باید یا
-
تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 21:16
این آخرین باری که شروع به وبلاگ نویسی کردم، بیشترش قصدم فقط نوشتن بود، اگر خوانده میشدم بهتر، اگر نظری باشد بهتر. وبلاگ هم مافیای خودش را دارد، این برداشت من طی این سالهاست، همیشه خدا، وبلاگی که تازه تاسیس میشود آقای پلیس وبلاگها سراغش میاید و نظرکی با اسم مستعار می نویسد و بعدش هم برم کمدی علی صبور...